چهارشنبه 2 مرداد 1387


خانه‌ی دوست کجاست!؟

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند /// به آسمان رود و کار آفتاب کند
 





• لوح دل (داداش ایلیا)
مشکوة
دلنوا
یوسفان فاطمه
دیاموند
صمیمانه


نوشته‌های قبلی
هفتای‌اول( بهمن83 تا آذر84 !!!) [7]
هفتای‌دوم( آذر84 تا بهمن84) [7]
هفتای‌سوم( بهمن و اسفند84) [7]
هفتای‌چهارم( فروردین و اردیبهشت 85) [7]
هفتای‌پنجم( اردیبهشت و خرداد 85) [7]
هفتای‌ششم( خرداد و تیر85) [7]
هفتای‌هفتم( تیر و مرداد85) [7]
هفتای هشتم( شهریور تا آبان85) [7]
هفتای نهم( آبان 85 تا...!) [6]


اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 

با ارسال فرم فوق می‌توانید از به‌روز شدن وبلاگ باخبرشوید.

+ اختیار اجبارآلود یکشنبه 16 تیر 1387 - ساعت 1:42 صبح

نویسنده: ارمیا معمر

... ، تولد ، زندگی ، مرگ ، ...
اختیاری بین دو اجبار! و کلی اجبار در این اختیار!
مثل ساختمونی که می‏دونم تو طرحه(!) ولی یه عالمه خرجش می‏کنم! همین روزاست که شهرداری بیاد اتوبانش کنه! ولی من بیی‏خیااااااال...


* * *


پی‏نوشت:


1) دیگه شنیدن خبر مرگ دوستان برام عادی شده! ... اگه دوستمی حواست باشه! مخصوصاً اگه پسر خیلی گلی هستی! مثل سید محمدحسین ...

روز محشر اگه دیدینش که یه تاج رو سرشه تعجب نکنید! آخه مؤذن بوده...!


2) اگه اون سه‏نقطه‏ی بعد از مرگ نبود و خدا، کدوم شیرپاک خورده‏ای حاضر بود این اختیار اجبارآلود رو قبول کنه!!؟


 


 


حیدر مدد       


 

نظرات شما ( )

 

 

 

 

 

 

+ ایوب عشق جمعه 3 خرداد 1387 - ساعت 5:3 عصر

نویسنده: ارمیا معمر

 


فاطمیه رو روی سن تئاتر شناختم! از اون زمونا ده سال می‌گذره و الان چهارساله که دیگه فاطمیه اجرا نداریم!


دلم برای خاطرات خودم تنگ شده! خاطراتی که با یه گوله عشق درست شدن! با یه مشت آدم عاشق بی‌ادعا! هیییی روزگار...!


چند صفحه از نمایش‌نامه‌ی «ایوب عشق» نوشته‌ی حسین عالم‌بخش رو اسکن کردم.


فکر کنم همین برای پست این ماه بس باشه! دوست داشتید بخونیدش...


 


http://ermiyaa.persiangig.com/document/Ayyoobe%20Eshgh.doc 



 


 


 


حیدر مدد       



 

نظرات شما ( )

 

 

 

 

 

 

+ نهایت عشق جمعه 30 فروردین 1387 - ساعت 2:20 عصر

نویسنده: ارمیا معمر

تا حالا نمی‌دونستم! ... مغز درد خودش را احساس نمی‌کند! ممکن است عروقی که دور تا دور مغز را گرفته‌اند درد بگیرند و مغز آن را احساس کند؛ ولی درد خودش را احساس نمی‌کند! این سر دردها هم هیچ کدامشان به خاطر خود مغز نیست!

چه قدر شعور داره! چه قدر گذشت به خرج می‌ده! چه فرهنگ نابی داره این مغز!

یاد حرف سید می‌افتم که می‌گه: «نهایت عشق، عقله!»

بی جهت نیست که در رأس قرار گرفته و رئیسه!

.

.

.

ای کاش رُئسای ما از مغز فقط بالا نشستنش را یاد نمی‌گرفتند!

 

 

حیدر مدد       


 

نظرات شما ( )

 

 

 

 

 

 

+ دلم می‌سوزد جمعه 2 فروردین 1387 - ساعت 1:58 عصر

نویسنده: ارمیا معمر

دلم برای غربت امام زمانم می‌سوزد؛


نه از آن جهت که جهل جای یاد او را در ذهن‌ها پر کرده!


نه از آن جهت که بارگاه پدر و مادر و جد و عمّه‌اش را خراب کردند!


نه از آن جهت که هم بر مصیبت اجدادش اشک می‌ریزد و هم بر مظلومیت مظلومان عالم!


.


.


.


دلم برای امام زمانم می‌سوزد؛


از آن جهت که همچو منی آرزویم یاری اوست!


و او که عادتش کـَـرَم است می‌خواهد حاجت مرا بدهد . . . !


 


امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء


 


 


* * *


 


 


آقا عیدتان مبارک!


ان‌شاءالله سال خوبی داشته باشید!


 


 


 


حیدر مدد


 

نظرات شما ( )

 

 

 

 

 

 

 

 

d خانه c
d سجل c
d
نامه رسون c


ارمیا نمایه

امام مثل بقیه نبود. با همه فرق می‌کرد. امام مثل هوا بود. همه آن ‌را تجربه می‌کردند. به نحو مطبوعی، عمیقاً آن ‌را در ریه‌‌ها فرو می‌بردند. اما هیچ‌‌وقت لازم نبود راجع به آن فکر کنند. هوا ماندنی است. امام دریا بود. ماهی حتی اگر نهنگ هم باشد، درکی از خارج آب ندارد. امام مثل آب بود. ماهی‌‌ها به‌‌‌جز آب چه ‌می‌دانند؟ تمام زندگیشان آب است. وقتی ماهی از آب جدا شود، روی زمین بیفتد، تازه زمینی که آرام‌تر از دریاست، شروع می‌کند به تکان‌خوردن. ماهی دست و پا ندارد! وگرنه می‌شد نوشت که به ‌نحو ناجوری دست و پا می‌زند. تنش را به زمین می‌کوبد. گاهی به اندازه طول بدنش از زمین بالاتر می‌رود و دوباره به زمین می‌خورد. علم می‌گوید ماهی به خاطر دورشدن از آب، به دلایلی طبیعی، می‌میرد. اما هر کس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد، تصدیق می‌کند که ماهی از بی‌آبی به دلایلی طبیعی نمی‌میرد. ماهی به‌خاطر آب خودش را می‌کشد!

ارمیا / رضا امیرخانی


آوای ارمیا


جستجو در متن وبلاگ


کل بازدیدها: 61530
بازدید امروز: 31

بازدید دیروز:17

[16/4/1387- 1:42 ص] اختیار اجبارآلود
[3/3/1387- 5:3 ع] ایوب عشق
[30/1/1387- 2:20 ع] نهایت عشق
[2/1/1387- 1:58 ع] دلم می‌سوزد
[آرشیو شده ها]